غروب
غروب این حوالی را تو باور می کنی یا نه؟
غم و درد اهالی را تو باور می کنی یا نه؟
تمام زندگی مان را سکوتی تلخ پر کرده
خیابان های خالی را تو باور می کنی یا نه؟
کویر داغ و بی باران در اینجا سایه گسترده
هجوم خشکسالی را تو باور می کنی یا نه؟
نفس در سینه می گیرد، دل اینجا زود می میرد
و مرگ احتمالی را تو باور می کنی یا نه؟
در این تاریکی و وحشت سیاهی های بی پایان
وجود یک زلالی را تو باور می کنی یا نه؟
نگاه سبز تو آخر مرا آباد می سازد
بگو این بی خیالی را تو باور می کنی یا نه؟
"ناصر ندیمی"
