تبليغاتX
هیچستان
آن آشنای خوب

آن آشنای خوب

کجاست آن آشنای خوب

کجاست آن پروانه عاشق

کجاست آن شاپرک رؤیای سبز

نشان از هفت آسمان گرفتم من

تمام باغچه های گل را زیر و زبر کردم

نمی دانم خدای من

کجاست آن آشنای خوب

برای این دل صد پاره ام مانده

فقط یاد او

نگاه او

که هر روز نقاشی می کنم چشمان سیاهش را

نقاشی می کنم بر پلک ستاره ها

بر ایوان رؤیا ها

بر تن آفتاب زرد

اما زیباتر از خورشید

بر تن چراغ شب

اما زیباتر از مهتاب

کجاست آن آشنای خوب

کجاست آن پروانه عاشق

خدای من

آیا او نمی داند که شمع بدون پروانه نمی سوزد

آیا او نمی داند که جسمم چون سنگ گشته

از نگاه او

کجاست آن چشمان افسونگر

که دوباره با خنجر تیز نگاهش

بتازد بر دل بی سلاح من

کجاست آن شاپرک قصه ها

کجاست او

کجاست که نگاهی دیگر کند

شاید هم سلامی دیگر

کجاست آن آشنای خوب

خدای من دعا می کنم که آن آشنا

هرگز غریبه نگردد

 

اصغر دولت آبادی

|لينك ثابت|
نگارش توسط آتش نشان در شنبه 1386/05/27 و ساعت 13:44